بهار پژوهی

 بهار در بزم شاعران

تأملی در باره ی شیوه بهره گیری بهار از شعر کهن.

تقدیم به دکتر پروین بهار

گزارش شهین سراج

شعر بهار، آن بلند آفتاب خراسان، آن سخن سرای نام آور و آن آزادیخواه و مبارز بزرگ  را از دیدگاه های گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد. دیوان این شاعر به لحاظ در بر داشتن اقالیم گسترده ی صوری و معنوی می تواند چه به لحاظ درون مایه، چه از نقطه نظر قوالب و اوزان متنوع شعری، تصاویر خیال و لحن و آهنگ، کاربرد واژه های کهن، و نوآوری ها و ابداعات و بسیاری از دیگرعناصر سازنده ی شعر مورد بررسی قرار بگیرد.

به خواندن ادامه دهید →

در حالِ تب و تب شعر

حدیث دیگری از حدیث نفس در دیوان بهارملک الشعراء

در دو نوشتار پیش » شاعران این مردمان بوالعجب» و » آرمان شاعر» دونمونه از شیوه ی بیانی بهارازحدیث نفس را بیان کردیم و همچنین یاد آور این نکته شدیم که بهار از  شعرپناهگاهی برای خویش می سازد تا در هنگامها و هنگامه های دشوار زندگی بدان مأمن معنوی پناه برد. شعر،آن همدل وهمراه شکیبائیست که رنج های شاعر را می گیرد، بدانها گوش فرامی دهد و ازآنها گلهای زیبا می رویاند. شعربرای بهارهمچونان عصای جادوئیست که می تواند، موسی وار  دنیائی از نو بیافریند. دنیائی که  شاید پیچش وترکیب عناصرسازنده ی آن در منطق نمی گنجند. اما برای شاعر قابل باور است وملموس و ممکن. اینک در این گفتار کوشش می کنیم تا نمونه ی دیگری ازدیوان بهار در رابطه با بیانگری های نفسانی او درقالب شعر بیاوریم.

به خواندن ادامه دهید →

سرودی دیگر از شاعر

تقدیم به دوستِ ادیب و دانشورم دکتر ژاله ی رادمرد

در جستار پیش (شاعران این مردمان بوالعجب) اشاره کردم که بهار نسبت به قدرت ذهنی شاعر، اعتقادی راسخ داشت. و چنین می اندیشید که شاعر با قدرت ذهن و قلم خویش همچون آفریننده یی می تواند جهانی از نو بیافریند.

به خواندن ادامه دهید →

«شاعران این مردمان بوالعجب»

نگرشی به برداشت بهار از هنر شاعری

یکی از دغدغه های بزرگ محمدتقی بهار، آن شاه شاعران، آن ادیب و پژوهشگرِ دانشور، آن مبارزِ سیاسی، آن ستایشگر میهن و آزادی… شناخت جوهر شعر و جان و هستی شاعران بود.

به خواندن ادامه دهید →