نوشته های پراکنده
از یادداشت های سفر ایران: تهران، بر آستان تآتر شهر
نوای ظریف ویلن زن سالمندی که کنار دیواره ی تاتر شهر، سر چهار راه پهلوی، ( ولی عصر)، نشسته و درمیان شلوغی وفریادهای دست فروشان و سروصدای رهگذران و موتورهای شتاب زده ی ماشین ها و اتوبوس های شهری سعی می کند چند جمله ی موسیقی را از میان تارهای موازی ویلن خارج سازد، سخت به گوشم آشناست. نه تنها به خاطراین که دارد ترانه های قدیمی ویگن وگوگوش و منوچهر…… را می نوازد، بلکه به خاطر شیوه آرشه و جمله بندی ها وپنجه ای که خبر ازاشنائی علمی اوبا موسیقی می دهد.
از یادداشت های سفر ایران: از ناز و کرشمه ی پسرک مانتو فروش سرِ بازار تجریش
شاید چون ابروان من تاتو ندارد، گیسوانم مش هزار رنگ ندارد، گونه هایم بوتوکس زده و گل باد دهی نیست، برجستگی لبانم استاندارد غنچه ورم کرده نیست، بینی ام برچسب جراحی ندارد وروسریم، از ترس محتسبان چیزی مانده به مقنعه است، وازهمه فاجعه برانگیزترمدل مانتوئی که پوشیده ام، بلند و اپول دار ما ل عهد ریاست جمهوری شهید رفسنجانی ست که فروشنده ی مانتو سرای تجریش اصلا مرا تحویل نمی گیرد.
گوستاو مالر و فریدریش روکرت و رنگ ایرانیِ هنر لید
(Gustave Mahler (1860 – 1911
(Friedrich Rückert (1788-1866
هنگامی که به پاره ای از لیدهای گوستاو مالر، یعنی غزل واره هائی که با موسیقی خوانده می شوند گوش فرا می دهیم، رنگ و رایحه ای ازعرفان ایرانی در آن حس می کنیم. فضای رازآلود، خاموشی ِ پر از گفتار، خلوت گزینی انسانِ اندیشمندی که به جهان می نگرد و بسی پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد، مانند سرگشتگی در این جهان پهناور، چرایی مرگ و زندگی، درماندگی در برابرناگواری های هولناک و نا به هنگام، مسأله ی جبر و اختیار،… که ذهن او را در سیطره ی خود می گیرند و پاسخی برآن ها یافت نمی شود و زان پس درمانده، با غمی جانکاه از این هستی پر از معمّا، پناهی جز هنر و آفرینش نمی ماند، در پایان راهکاری جز رویکردی به گذران زندگی و شادی های موقتی آن به ذهن راه نمی یابد، دست آخر راهی جز پناه بردن به جلوه های طبیعت و زیبائی پیدا نمی شود، راهی که دیدگان را بر بیدادگری ها و زشتی های زندگی می بندد و چشم دیگری برای نگریستن و جان دیگری برای زیستن به نظاره گر این جهان می بخشد.
تصویر دوگانه ی زن در فیلم سرگیجه ی آلفرد هیچکاک
چهره ی زن درفیلمهای آلفرد هیچکاک (1899ـ1980کارگردان برجسته ی انگلیسی تبار،آنکه آثارش رابرمضامین ِترس و شک و دلهره می ساخت اما درکنارش صدها مفهوم انسانی را بیان می کرد، جوهرهای زیادی برکاغذ روان ساخته. زنان هیچکاک اغلب چهره ای دوگانه دارند. سیرت فرشته و سیرت شیطان. از سوئی فتنه آفرین و از سوئی دیگریاور ورهائی بخش می باشند. آنها با زیبائی چشم گیر، پوشش هائی بی مانند، جذابیتی فوق العاده، رفتاری فریبنده برسر راه شخصیتهای مردانه قرار می گیرند، وگاه موجبات نجات ورهائی آنان ازگیروبندهای ناجور سرنوشت می شوند اما گاه نیزسبب اسارت آنان درحلقه هائی می شوند که رهائی ممکن نیست. نقش این زنان بی شباهت به نقش پریهای افسانه ای نیست.
نگرش و گزارشی از نمایشگاه هنر قلمکار اصفهان در موزه ی بارگوئن (Musée Bargoin) شهر کلرمونفران(Clermont-Ferrand) ـ ۴ ژوئیه ی ۲۰۱۷
این در فضائی خردمندانه بود که نمایشگاه هنر قلمکار اصفهان، با حضور پاره ای از کارشناسان هنری و وابستگان سازمان های فرهنگی و شماری چشم گیر از بازدیدکنندگان گشایش یافت. به خواندن ادامه دهید
از یادداشت های سفر شیراز -۱۴ فروردین ۱۳۹۶ آن پشّه ی تهرانی و یا این پشّه ی شیرازی؟!