فرشته ی مقرب درگاه الهی، با آن بالهای افراشته، چهره ی نورانی، با تن پوشی تنیده از تارهای نقره ای، عصایی سحرآمیز ومعجزه گر در دست در آستانه ی در ایستاده و این پا و آن پا می کرد وخطاب و عتابم می کرد:
به خواندن ادامه دهیدداستانهای کوتاه
زیر شکوفه های صورتی جشن ساکورا – بخش سوم
مهاجرت سالمندان از نگاه فرزندان
آن سوی پارک شکوفه های صورتی
دیالوگ میان افشین وهمسرش دل آرا
افشین به دل آرا :
Hony where is dady?
دل آرا:
به خواندن ادامه دهیدبه زیر شکوفه های صورتی ۲
مونولوگ مرد سالخورده
ونکوور آوریل سال 2022
توضیح: دربخش نخست این نوشتار ازتصورات بانوئی که درپارک شکوفه های صورتی وهنگام برگزاری جشن ساکورای ژاپونی ها درشهروانکوور، روبه روی مرد سالمندی نشسته بود نوشتم. این باراز تصورات آن مردسالمند از آن بانو و گله وشکایتهایش از زندگی برون مرزسخنی به میان میاورم. دوستان متوجه هستند که همه ی این گفته ها تخییلی وجنبه ی نقد داشته و روایت از زندگی سالمندانی دارد که درسنین بالا دچارمصیبت مهاجرت شده اند.
به خواندن ادامه دهیدبه زیر شکوفه های صورتی ۱
ونکوور آوریل 2022
نشسته ام، اینجا، درپارک بزرگی درشهر ونکوور، که دراین فصل سال یکباره صورتی می گردد.نه تنها این پارک بلکه مردمان این دیار از زردو سپید و سیاه ، چه آمده از ماوراء دریاها و چه ره پیموده از قطب شمال وجنوب یا مرزو بومهای دورِ خط استوا، آفریقا و آسیا، چین وماچین،…… که بی هیچ تمایزی، شهروندان کشورکانادا بحساب میآیند، دراین فصل سال همه به نوعی صورتی می شوند. چون درختان خاصی دارد این شهر، شاید گیلاس، که در این هنگام از سال غرق درشکوفه های صورتی می شوند و جماعت ژاپنی های ساکن وانکوور جشنی دارند به نام ساکورا که گویا برای خوش آمد به فرا رسیدن بهار و به ویژه مقدم شکوفه های صورتیست.
به خواندن ادامه دهیدتابستان را چگونه گذراندید؟
میان سبزی چشم یار و سبزی قرمه سبزی
پاریس اوت 2006