تازه ها

هاله و مینا

 رمان «هاله و مینا» اثر شهین سراج

هاله آخرین جرعه از سومین فنجان قهوه اش را هم نوشید. ساعت از شش و نیم گذشته بود. دوستش مینا دیر کرده بود. مینا هر سه شنبه بعد از ظهر سر ساعت چهار به نزد هاله می ­آمد. اول درس زبان فرانسه می گرفت و بعد با هم قهوه می خوردند و سیگاری آتش می زدند و مشغول گپ زدن می شدند. جلسه­ی گفت و گو و قهوه و سیگار سر ساعت شش و نیم، دقایقی پیش از سررسیدن آصف، همسر هاله تعطیل می ­شد…

برای خرید این رمان به سایت آمازون مراجعه نمایید.

capture-decran-2017-02-19-a-16-53-05

سلامی دوباره برغم

دکتر شهین سراج

نام من غم است.

تا آنجا که به یاد دارم هرگز نام خانوادگی نداشته ام. اما آنان که از من نام می برند، گاهی پسوندهائی پس نام من می آورند و از من هرچه می خواهند، از صفت و قید و فعل و مصدر وغیره می سازند. مثل ناک: «غمناک» گین: «غمگین»، آلوده: «غم آلوده»، خوار: «غم خوار»، باد: «غمباد» و از این دست غم پرور و غم انگیز وغم گسار…

به خواندن ادامه دهید

فردوسی از نگاه بهار

دکتر شهین سراج

همواره از بهار به عنوان شاعر ستایشگر آزادی و وطن، یاد می شود. اما به حق باید بر این عناوین، «ستایشگر فردوسی» را نیز افزود. ستایشی که عمیقا روحیات بهار را تحت تأثیر قرار داده بود. برخورد این شاعر با آن خسروانی نامه سرای بزرگ، تنها از سرعشق او به زبان و ادب فارسی و یا میهن دوستی نبود.

به خواندن ادامه دهید

رهگذر آرام خیابان آله زیا Alésia*

هر چهارشنبه می دیدمش، روز هفتگی بازار روز، می گذشت، آرام، با سبدی خالی و وقتی بازمیگشت، چند عدد سیب، چند شاخه سبزی تازه، احتمالا فقره ای نان و شک دارم، اما قطعه ای پنیر… و حتما روزنامه و نه بیشتر در سبد داشت.

به خواندن ادامه دهید