نویسنده: sarajshahine

«به یاد شکوهِ «شکوه علفزار»

Splendor in the grass

تفسیر فیلم

دلم هوای یک فیلم عاشقانه را کرده است. فیلمی از تبار عاشقانه های قدیم. از آن هالیوودی های زیر خاکی. ازآن فیلمها که وقتی به پایانش می رسیدی، دلت نمی خواست سالن سینما را ترک کنی. از آن داستانها که چون به  نوشته ی The End روی اکران می رسیدی، طالب آن می شدی که به آغازش بازگردی. از آن  عاشقانه ها که نه به  پرسوناژزن   و نه به  پرسوناژ مرد،   بلکه تنها به عشق فکر می کردی.  به عشق، به این پدیده  شگفت انگیز انسانی، به شٌر و شورش، به تب و تابش، به آن   انگیزه و خیزشی  که در دل آدمی میآفریند، به پرواز دهی هایش به اوج گیری هایش. آنکه بالها می  بخشدت وچنان پروازت می دهد، که سنگینی قدمهایت را  دیگر حس نمی کنی.

به خواندن ادامه دهید

دعای برگ چنار

نه اینکه اعتقادی به مسیحیت و یا هر دیانت دیگری داشته باشم، ولی دعا کردن را دوست دارم . و فضای پاره ای ازکلیساها این انگیزه  را درمن بیشتر بر می انگیزد.  گریزانم، ازآن کلیساهای پرشکوه و جلال با آن مجسمه های قدیسن و تابلوها ی عظیم، روایتگر داستان فجیع مسیح، آن صحنه های مصلوب ساختنش وزاری مریم بر پای صلیب ، قصه ی حواریون  و آن شیشه های رنگین با روایتهائی  ازانجیل که نظیرشان در فرانسه کم نیست  مانند نتردام  دوپاری یا کلیسای شارتر و رنس و غیره که خدا می داند   چه هزینه ی سنگینی برای تزئین درو دیوارش  صرف  شده. هرچند با ارزش به خاطردر برداشتن میراث گرانقدری ازهنر نقاشی، مجسمه سازی و معماری، ولی هرگز فضای سنگین وپرصلابت آنها درمن  حسی از روحانیت  بر نیانگیخته….. مرا به خالق نزدیک نمی کند، اگر هدف این می بوده و حضورم دراین گونه مکانها تنها به خاطرآشنائی با  سبک معماری و نقاشی بخصوصی ست که آنرا درفرانسه هنرمقدس L’ art sacré می نامند.

به خواندن ادامه دهید

برداشتی دیگرازمعنای «گور» و «گور» در بند دوم رباعی خیام

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

برداشت متعارف از معنای دو» گور» در رباعی خیام    بر این جای گرفته که گور نخستین به معنای گورخر گرفته شود و آن دومین به معنای گور(قبر، آرامگاه). این برداشت در ذهنیت  اغلب خوانندگان این رباعی زیبا جاافتاده. ولی در پایان هفت پیکر نظامی گنجه ای  ، در آن بخش که از داستان   فرجام  بهرام گور سخن به میان میاید، روایتی دیده می شود که می تواند معنای این دومین گور را تغییر دهد یا دست کم معنای دومی برآن بیافزاید. در این گفتار بدین  معنی می پردازیم.

به خواندن ادامه دهید

یادکردهای نوروز در شاهنامه

شاهنامه این دانشنامه ی بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی همچون مشعلی فروزان به شناخت پیشینه ی هزاران پدیده از زندگی پربرگ هستی تاریخی ایران، این کهن سرزمین نیاکانی رهنمون است. ریشه یابی جشنها و آئین های کهن وپایگاهی که این آئین ها در دفتر پربرگ فرهنگی ما داشته، سرچشمه ای جوشانتر از شاهنامه ندارد. ریشه و پیشینه ی نوروز نیز در شاهنامه پایگاهی بلند دارد وهدف این گفتار اشاره به پاره ای از این آورده هاست..

به خواندن ادامه دهید

خاطره ی یک روز دل انگیز پائیزی با استاد شجریان در پاریس

در  نیمه های پائیز سال دوهزار بودیم. هوا رو به سردی می رفت و کم کم پوشش گرم می طلبید وبرگ درختان با رنگرز زمانه، پیمان ابدی هر ساله را تکرار می کردند و با زبان رنگ وگاه بالرزشی برشاخه ای می گفتند که:

به خواندن ادامه دهید

روز نوشت دوم

اندر حالات و روحیات این روزها و آزادی یک و یک

سه شنبه. 15 نوامبر 2020 ساعت هشت صبح

شب گذشته فرمان خانه نشینی بار دیگرتوسط مقامات مسؤل دولت فرانسه رسما اعلام گردید. دورتر از یک کیلومتراز محل سکونت  نمی شود رفت و آنهم به مدت یک ساعت. آزادی  یک و یک. همان قواعد و قوانین چندماه پیش و این بار بسی دشوارتر و سخت گیرانه ترازآنرو که ظاهرا در بازداری پیشرفت این ویروس خطرناک درمانده اند وآن امید درهوا برای کشف واکسن هم از حدت و شدت وخامت اوضاع نمی کاهد.

به خواندن ادامه دهید

روزنوشت یک روز در بیمارستان

پاریس 3 سپتامبر 2020 ساعت پنج بامداد

پرستارسرحال و پرانرژی صبحگاهی بیمارستان مون سوری Montsourisپاریس ، بخش بیماریهای گوارشی، که برای سنجش آمار بیولوژیک من: فشارخون، درجه تب، ضربان قلب ومیزان درد و غیره، به اطاق من آمده،ازمن می پرسد:

به خواندن ادامه دهید

و آن طفل که از مدرسه برمی گردد

با الهام از شعر تولدی دیگر

فروغ فرخزاد ، در بندی از شعر تولدی دیگرمی گوید:

» زندگی شاید طفلی ست که از مدرسه بر می گردد…»

در این شعر، غیر از آن طفل مدرسه ای شخصیتهای حقیقی ومجازی دیگری نیز هستند:

به خواندن ادامه دهید