نویسنده: sarajshahine

علی سین

پول خرده های ته جیبم را با انگشتانم می فشارم. در بخشیدنشان به آکاردئون نوازی که دارد با ضرب آهنگ حرکت مترو، تلو تلو میخورد و تانگو کمپارسیتائی که سخت به گوشم آشناست را می نوازد، تردید دارم. اضطراب توانگیری وجودم را گرفته.

به خواندن ادامه دهید

گزارشی از خواب افراسیاب در شاهنامه ی فردوسی

دکتر شهین سراج

به آموزگار بزرگوارم دکتر جلال خالقی مطلق که چشم جان به شاهنامه گشود.

درآمد سخن 

خواب (رؤیا) یکی از شگفت انگیز ترین پدیده های هستی انسانی ست. عالمی ست میان حقیقت و مجاز، که با عمیق ترین زوایای ذهنی، با تجربیات و یاد های شخصی، اضطرابها، ترس ها، امید ها و آرزوها، کشش ها وانگیزه ها از یک سو و با روان جمعی و آموخته های فرهنگی و تاریخی و شاید بسیاری ازدیگر عناصر برسازنده ی ذهن ارتباط دارد.

به خواندن ادامه دهید

از دفتر چهره ها و یادها

آخرین تابلوی استاد زرفام

مسعود زرفام نقاش بود ولی همیشه یک طرح ثابت را می کشید: زنی در لباسی از ابریشم سپید، فانوس به دست، در سیاهی شب، بر بلندی صخره ای درکنار دریائی خروشان، ایستاده وچشم به افقهای دوردست دوخته.

به خواندن ادامه دهید

در سوگ دکتر هما ناطق پژوهشگر و استاد دانشگاه

دکتر شهین سراج

از ملک ادب سلسله داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آموزگارم بود. واژه ی «آموزگار» را بیشتر از «استاد» دوست دارم. از اینروکه شاید هرکسی می تواند استاد باشد ولی هر کسی نمی تواند آموزگار باشد.

به خواندن ادامه دهید