ایران خانم چشم به راه

ایران خانم، با پیراهن سرخ گل گلیش، دستار سبزو کمربند سپیدش، آرا ویرا کرده و هفت قلم آراسته از دم سحر ، توکوچه، دم در نشسته و هرچی بهش میگم:

خانوم جون بیا تو درو ببند، مگه نشنیدی همه دارن می گن نباید از خونه خارج بشی. کرونا می گیری. «

یک دنده و سرِ خود ایستاده دم درو تکون نمی خوره.

چرخی می زنم تو خونه ودوباره میرم سراغش و هشدارم رو تکرار می کنم:

«خانوم جون الان رقم تلافات را اعلان کردن. دوباره میگن و تاکید می کنن بنشیند خونه و تکون نخورید.همین کوچه بالایی و کوچه پائینی و شرقی و غربی ، چند مورد دیده شده.آخه تو این برهوت و سوز و سرما دنبال چی هستی؟»

قدرت خدا حرف من برو نداره. ازهیچی انگاری نمی ترسه. هی بالا می ره و پائین میاد. گاهی زمزمه ایی زیر لب می کنه. دیگه از دستش عصبانی می شم.

» آخه چند بار تکرار کنم. رادیو وتلویزیون، فیس بوک و اینستا گرام و تلگرام ….پر شده از اعلان خطر و هشدارکه نباید از خونه خارج بشید.اصلا دم در منتظر و چشم به راه چی هستی؟ «

این بار دست آخر به زبون میاد و می گه:

«منتظرم ببینم کی :

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد.

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد.

چشم به راه آن نسیمم.»

می پرسم:

» نسیم،کدام نسیم!!!!!!؟»

ـ » نسیم باد نوروزی که زکوی یارمیآید وپیروزی از آن این نسیم است. همان نسیم معجز آسا که هزاره هاست در این ایام ترا به گل وگلزار وصحرا می خواند ، نشنیده ای که شاعر گفته است:

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی…….

با شنیدن نام نوروز، نوید باد صبا و آن نسیم، آن نسیم فرحبخش که هزاره ها ست ما را در این ایام به گل و گلزار می خواند، ناگهان هیجان خاصی در وجودم حس می کنم.

کرٌ و فرٌ کرونا به کنار می رود. نوای زیبای سورنا ی نوروزی در گوشم می پیچد،

و

بوی سنبل، سمنو، سبزه….

امید نور، زیبائی، شکفتگی چمن و غزل خوانی بلبل……………………….. پیروزی از آنِ نوروز است آری

یک پارچه شور، شعف، شادی ، امید …..به سویش می شتابم بر دستان کهن سالش بوسه می زنم و با او چشم به راه مشک فشانی باد صبا ونسیم باد نوروزی معجز آسا می نشینم.

شهین سراج

بیان دیدگاه