رمان «هاله و مینا» اثر شهین سراج
هاله آخرین جرعه از سومین فنجان قهوه اش را هم نوشید. ساعت از شش و نیم گذشته بود. دوستش مینا دیر کرده بود. مینا هر سه شنبه بعد از ظهر سر ساعت چهار به نزد هاله می آمد. اول درس زبان فرانسه می گرفت و بعد با هم قهوه می خوردند و سیگاری آتش می زدند و مشغول گپ زدن می شدند. جلسهی گفت و گو و قهوه و سیگار سر ساعت شش و نیم، دقایقی پیش از سررسیدن آصف، همسر هاله تعطیل می شد…
برای خرید این رمان به سایت آمازون مراجعه نمایید.